حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
384
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و بدنش پنجاه زخم كارد خورده بود و نسبت قتل او را بنابر عادت معمول آن ايّام بفدائيان اسماعيلى بستند . 4 - نصرة الدّين ابو بكر بن محمّد جهان پهلوان 587 - 607 بعد از قتل قزل ارسلان امارت آذربايجان و ارّان نصيب برادرزادهاش نصرة الدّين ابو بكر شد و او عراق را ببرادر پدريش قتلغ اينانج سپرد ليكن قتلغ چنان كه گذشت بدست طغرل سوّم كه از حبس نجات يافته بود در 588 از اين سرزمين رانده شد و بتكش خوارزمشاه پناه برد و خوارزمشاه برى آمد و با طغرل صلح كرد طغرل هم براى آنكه فتنهء قتلغ و مادرش قتيبه خاتون را بخواباند آن زن را پس از آنكه شاهد مرگ دو شوهر يعنى جهان پهلوان و قزل ارسلان شده بود بزوجيّت گرفت امّا اين مادر و فرزند طعامى مسموم ترتيب دادند كه بطغرل بخورانند . طغرل قبلا از اين توطئه آگاه شد و آن را بقتيبه خوراند و پس از مردن او قتلغ اينانج را هم در زندان انداخت سپس اندكى بعد او را بشفاعت بعضى از اركان دولت خلاص كرد و قتلغ براى تصرّف آذربايجان بجنگ با برادر خود نصرة الدّين ابو بكر مشغول شد . از چهار جنگى كه قتلغ در ظرف يك ماه با اتابك ابو بكر نمود همه دفعه مغلوب بيرون آمد و ناچار بار ديگر بخوارزمشاه توسّل جست و اين در موقعى بود كه تكش بعزم سركوبى طغرل از خراسان عازم رى شده بود و او به تفصيلى كه مذكور افتاد در 24 ربيع الاوّل 590 طغرل سوّم را بدستيارى لشكريان خوارزمى در رى كشت . خوارزمشاه بعد از برافتادن دولت سلجوقيان عراق همدان و اصفهان را بقتلغ واگذاشت و رى را هم بپسر خود يونس خان سپرد و از امرا مياجق را باتابكى پسر معيّن كرد . مياجق در سال 592 قتلغ اينانج را به اين بهانه كه خيال مخالفت با خوارزمشاه را در سر داشته كشت و سر او را بخوارزم فرستاد .